در حالي که کودک آمريکايي در کنار پدر و مادر خود منتظر شب کریسمس بود کودکی در غزه در پناهگاه خانه منتظر خوشه ای جدید بود اما نه خوشه های گل به مناسبت کریسمس بلکه در انتظار بمب های خوشه ای تنها در کنار مادر نشسته بود چون پدرش را در حمله خون خواران از دست داده بود.

آری کودک غزه ای را در ژانویه می کشند تا دل کودک آمریکایی از دیدن سینه پاره شده آن کودک غمگین نشود.
کودک آمريکايي منتظر بابا نوئل مي ماند تا برايش هديه اي آورد

هديه را به کودک آمريکايي مي دهند ... او باز مي کند و از شادي به آسمان مي پرد چون برايش يک تفنگ اسباب بازي مي آورند ... اما اين فقط اسباب بازي است ...
کودک غزه اي هم به آسمان پرتاب مي شود چون گلوله اي از تفنگ اسرائيلي به سينه اش اصابت مي کند...

مادر کودک آمریکایی لامپ درخت کریسمس را به کودکش می دهد تا او بتواند در شادی نصب این لامپ شریک باشد ولی آن غزه ای چه طور؟ او نمی خواهد قلب پدرش را از روی زمین جمع کند ولی مجبور است در این غم تحمیلی بالای جنازه پدر، مادر، برادر و یا خواهد شهید خود بنشیند و شاهد کشته خون باشد، خونی که قرمز است البته شربت گیلاس کودک آمریکایی هم قرمز است ولی این کجا و آن کجا؟
کودک آمریکایی شربتش را می نوشد شاید هم مثل ما ایرانیان کوکاکولای اصل بنوشد شاید هم پپسی و...
کودک غزه ای هم خون را در دیده می نوشد و برای بزرگ شدن لحظه ها را می شمارد تا بتواند به کودکان دیروز آمریکایی بفهماند که در ژانویه ها چه می گذرد، ولی آیا خواهند گذاشت تا کودک آمریکایی حق را بفهمد و ...
شب يلداي ما ايرانيان گذشت ولي آيا اين شب در غزه تمام شد به راستي که نه
شب يلداي ما با هندوانه اي که با يک مشت قوي شکست پايان يافت و شب يلداي غزه با انفجار سينه کودکان غزه اي هنوز ادامه دارد...
ديروز رهبرمان محرمي را که عزادار بود را با پيام خود عزا اعلام کرد و همچنان منتظر حکم جهاد هستيم...
+ | نويسنده : رضائی در تاريخ : پنجشنبه 12 دی1387 |