علی در طول تاریخ تنها انسانی است که در ابعاد مختلف و حتی متناقض که در یک انسان جمع نمی شود قهرمان است.
هم مثل یک کارگر ساده،که با دستش، پنجه اش ......و بازویش خاک را می کند و در آن سرزمین سوزان بدون ابزار قنات می کند، و هم مانند یک حکیم میاندیشد ......و هم مانند یک عاشق ِ بزرگ .... و یک عارف بزرگ عشق می ورزد. هم مانندِ یک قهرمان شمشیر می زند .... وهم مانند یک سیاستمدار رهبری میکند ......و هم مانند یک معلم اخلاق، مظهر و سرمشق فضائل انسانی برای یک جامعه است.
هم یک پدر است ....... هم یک دوست بسیار وفادار.......و هم یک همسر نمونه.
چنین انسانی و در چنین سطحی معلوم است که در دنیا تنها است،
چنین انسانی در جامعه اش و در برابر یاران هم رزمش که عمری را در راه عقیده کار کرده اند، با پیغمبر صادقانه شمشیر زده اند، مبارزه کرده اند، به ایمان پیغمبرشان ایمان دارند اما در اوج اعتقاد و ایمان و اخلاصشان به پیغمبر و اسلام، قبیله را فراموش نکرده اند،(بخوانید حزب را فراموش نکرده اند) خود خواهی را فراموش نکرده اند. مقام را نتوانسته اند آگاهانه و یا ناخودآگاهانه از یاد ببرند و اخلاص مطلق و یکدست همچون علی شوند.
او در میان یارانش که سالیان دراز باهم در یک فکر و یک راه کار کرده اند و شمشیر زده اند......تنها است، علی قربانی خویشاوند پیغمبر بودن است، زیرا در جامعهء قبایلی عرب روابط قبیله ای نیرومند تر از اسلام است.
هنوز جامعه بطور خودآگاه یا ناخود آگاه نمی تواند تحمّل کند که هم پیغمبر از بنی هاشم باشد وهم جانشین او، در این صورت برای بنی تیم و بنی عدی و بنی زهره چیزی نخواهد ماند و این بنی ها و ابناء از میان خواهند رفت.
بنابراین یکی از عواملی که علی قربانی آن می شود و تنها می ماند، خویشاوندی با پیغمبر است، اگر از خانواده پیغمبر نبود شانس بیشتری برای موفقّیت می داشت.
علی کسی بود که هیچ پیوندی با جامعه یثرب نداشت، مگر شمشیر هایی که بخاطر حق زده .......و رنجها ....... وخطرهائی که بخاطر حقیقت کشیده ....... وهمین شمشیر ها او را تنها گذاشته، بنابراین علی در مدینه تنها است.
از این دردناکتر، اینکه علی در میان پیروان عاشقش نیز تنها است!!
در میان امتش که همهء عشق و احساس و همهء فرهنگ وتاریخش را به علی سپرده است، تنها است.
او را همچون یک قهرمانِ بزرگ، یک معبود و یک الهه می پرستند، اما نمی شناسندش و نمی دانند که کیست؟، دردش چیست؟ حرفش چیست؟ رنجش چیست؟ و سکوتش چراست؟؟.
و هنوز ملتی که تمام هستیش را در راه عشقِ علی نثار کرده در عمل به سخنان علی و سیره عملی علی در جا می زند و یا اینکه دو دل است و یا اصلاًجرأت ندارد که قدم در راه علی بگذارد.
این است که علی در اوج ستایشهایی که از او می شود مجهول مانده است.
درد علی دو گونه است:
یک درد، دردیست که از زخم شمشیر ابن ملجم در فرق سرش احساس می کند، و درد دیگر دردیست که او را تنها در نیمه شبهای خاموش به دل نخلستانهایِ اطرافِ مدینه کشانده ...... وبناله در آورده است.
ما تنها بر دردی می گرییم که از شمشیر ابن ملجم در فرقش احساس می کند.
دردی که چنان روح بزرگی را بناله آورده است ، تنهایی است؛ که ما آن را نمی شناسیم !!
باید این درد را بشناسیم.......، نه آن درد را........؛
که علی درد شمشیر را احساس نمی کند،
و ........... ما .........
درد علی را احساس نمی کنیم.
جامعهء اسلامی به یک آتش فکریِ انقلابی احتیاج دارد به "مکتب" و جامعه اسلامی در برابر استعمار به "وحدت" احتیاج داردو توده های مسلمان در نظام تبعیض به " عدالت".
این است که: جامعه اسلامی به"علی" احتیاج دارد.
23 سال مبارزه برای مکتب
25 سال سکوت برای وحدت
5 سال حکومت برای عدالت
+ | نويسنده : رضائی در تاريخ : سه شنبه 2 مهر1387 |