تبليغاتX
افلاکـــــــــیان
افلاکـــــــــیان

به نام آرام دلها
   http://kelkemah.blogfa.com
خبرنامه و نظرسنجی
برای اطلاع از اضافه شدن مطالب جدید به وبلاگ می توانید در خبرنامه عضو شوید .

کد خبرنامه

بخش ویژه و نظر سنجی


******
لوگوي دوستان

پیوندها

پیوندهای روزانه

آمار وبلاگ

  

Google PageRank 
		Checker - Page Rank Calculator

free online visitor stat counter

کل بازديد ها :


.: تبليغات :.

جای بنر های شما


سینمای بی در و پیکر

راهی که سینمای ایران طی می کند به کجا ختم می شود. یقینا به نا کجایی که معلوم نیست سرانجام و عاقبتش به کجا ختم می شود. عده ای که  به دنبال منافع گم شده خویش هستند و آن را دست آویزی برای خود قرار داده اند . سینمای ایران در دست عده ای نا اهل که خود را تافته جدا بافته از این جامعه می دانند گرفتار آمده است . و می رود تلویزیون را نیز به سمت و سوی خود بکشد تا با دست آوردهای پوچ و بی مفهوم و سراسر مزخرف خود وقت مردم را به بطالت حرام کند. در سینماو تلویزیون ما حرفی نیست اگر هست مردم با آن بیگانه اند چرا که حرف آنها حرف عده قلیلی از افراد جامعه است نه همه مردم. در این سینما واژه های زیر نا مأنوس است و در سینما تعریف نشده است :

۱- ایمان ۲- حیا  ۳- جوانمردی  ۴- مردانگی  ۵- شرافت  ۶- عزت  ۷- رو راستی   ۸- یکرنگی   ۹- صداقت ۱۰-علم   ۱۱-تخصص   ۱۲- عفت   ۱۳- پاکی  ۱۴-ساده زیستی   ۱۵-هنر  ۱۶ - غیرت  ۱۷-تعهد  ۱۸-مرام ۱۹-درد   ۲۰-...




+ | نويسنده : رضائی در تاريخ : چهارشنبه 24 مهر1387 |

این شهر دیگر جای زندگی نیست.

 اینجا آلوده است به انواع آلودگیها ، هرزه گی ها غوغا می کند ، حق را ناحق کردن کمتر از یه سوت طول می کشد. اینجا شرف و غیرت مردانگی بدرود گفته است . کسی به داد بیداد نمی رسد. به راحتی تو روز روشن حق مردم را می خورند  و تیتر روزنامه هایشان را روباه وار به رنگ مردم در می آورند. از مردم نیستند اما می خواهند جا بزنند . نمی دانند که در چار خونه این مردم زندگی چه رنگی است اما ادعایشان تا هفت فرسخ گوش همگان را کر می کند. به بهانه دست یازی به بیت المال جامهء خدمت گزاری به تن می کنند چیزی که تاریخ نشان نداده اینان بهر مردم بی طمع سلامی دهند. خادمان واقعی را تکفیر می کنند و از دادن هرگونه تهمت و حرف های نا بجا دریغ نمی ورزند. انگار کسی دستشان را از بیت المال قطع کرده است چنان شیون و ناله و زاری میکنند و همواره حق به جانب خود میگیرند . اگر تریبون خالی را در اختیار شان بگذاری حرفهای پوچ و مسخره شان دل آدم را از هرچه سخن و سخنرانی است می زند. تو روز روشن حق بیچاره مردم را می خورند . بلدوزر هاشون را روبه زنان بی دفاع می کنند برای اینکه مفت و مجانی زمین مردم را تصاحب کنند از بریدن موهای سر زنان بی دفاع ابا نمی کنند. حق دارند چون وقتی کوفیان شمشیر به روی امام زمان خود کشیدند آقا بعد از پند و اندرزشان وقتی دید که دیگر نصحیت و اندرز کار ساز نیست سخنی را برای همیشه تاریخ به زبان آوردند که شرح حال همین مردان ( مرد نه بی شرفان) بی غیرت و حرامخور روزگار ماست . حضرت فرمودند « اگر اینک سخنان من در شما اثر نمی کند دلیلش گوشتهای حرامی است که در شکم های خود پرورانده اید » اما همین را بگویم این ملت در کل کره زمین همتا ندارد به خداوندی خدا سوگند نفرینشان یک شبه زمینگیر تان خواهد کرد. چه مردان با شرفی که برای تامین نان شبشان در مانده اند. چه دختران و پسرانی که برای تامین نیازهایشان مهر سکوت بر لب زده اند هر گز از پدر و مادر شان نیازهای خود را طلب نکرده اند که خدا نکرده موجب شرمساری پدر ویا مادر نشوند. در عوض آقا زاده ها در اوج تامین و آرامش به سر ببرند غافل از اینکه آنچه را که پُزش را می دهد هیچ حقی در آن ندارد .

افسوس و صد افسوس که خون شهیدان با شرف و مردان بی ادعا امروز فرش قرمزی زیر پای نا اهلان _ همان هایی که پیر مراد همیشه از دست آنان جام زهر می نوشید_شده است.

اما این ملت نازنین راه خود را انتخاب کرده اند و خوب میدانند که چه کار باید کرد. به پاس خون شهدا و به توفیق و عنایات خاصه آقا بقیة ا... الاعظم هیچ ظالمی نمی تواند و نخواهد توانست حق ملت را به سمت جیبهای خودشان سوق دهند . خداوند آنان را در محضر همین ملت چنان خوار و ذلیل خواهد کرد که صدای شکستنشان تا  گوش کران و بی کران برسد.

«أینَ المُعَدُّ لِقَطعِ دابر الظَّلَمةو أینَ قاصمُ شَوکَةِ المُعتَدین الجبارین....»

اینک وقت آن است که پرونده های خیلی از مظلومان بازخوانی شود.

باور بکن این شهر جای زندگی نیست

تا ناخدایانند جای بندگی نیست



ادامه مطلب


+ | نويسنده : رضائی در تاريخ : چهارشنبه 17 مهر1387 |

علی (ع)حقیقتی برگونه اساطیر

علی در طول تاریخ تنها انسانی است که در ابعاد مختلف و حتی متناقض که در یک انسان جمع نمی شود قهرمان است.

هم مثل یک کارگر ساده،که با دستش، پنجه اش ......و بازویش خاک را می کند و در آن سرزمین سوزان بدون ابزار قنات می کند، و هم مانند یک حکیم میاندیشد ......و هم مانند یک عاشق ِ بزرگ .... و یک عارف بزرگ عشق می ورزد. هم مانندِ یک قهرمان شمشیر می زند .... وهم مانند یک سیاستمدار رهبری میکند ......و هم مانند یک معلم اخلاق، مظهر و سرمشق فضائل انسانی برای یک جامعه است.

هم یک پدر است ....... هم یک دوست بسیار وفادار.......و هم یک همسر نمونه.

چنین انسانی و در چنین سطحی معلوم است که در دنیا تنها است،

چنین انسانی در جامعه اش و در برابر یاران هم رزمش که عمری را در راه عقیده کار کرده اند، با پیغمبر صادقانه شمشیر زده اند، مبارزه کرده اند، به ایمان پیغمبرشان ایمان دارند اما در اوج اعتقاد و ایمان و اخلاصشان به پیغمبر و اسلام، قبیله را فراموش نکرده اند،(بخوانید حزب را فراموش نکرده اند) خود خواهی را فراموش نکرده اند. مقام را نتوانسته اند آگاهانه و یا ناخودآگاهانه از یاد ببرند و اخلاص مطلق و یکدست همچون علی شوند.

او در میان یارانش که سالیان دراز باهم در یک فکر و یک راه کار کرده اند و شمشیر زده اند......تنها است، علی قربانی خویشاوند پیغمبر بودن است، زیرا در جامعهء قبایلی عرب روابط قبیله ای نیرومند تر از اسلام است.

هنوز جامعه بطور خودآگاه یا ناخود آگاه نمی تواند تحمّل کند که هم پیغمبر از بنی هاشم باشد وهم جانشین او، در این صورت برای بنی تیم و بنی عدی و بنی زهره چیزی نخواهد ماند و این بنی ها و ابناء از میان خواهند رفت.

بنابراین یکی از عواملی که علی قربانی آن می شود و تنها می ماند، خویشاوندی با پیغمبر است، اگر از خانواده پیغمبر نبود شانس بیشتری برای موفقّیت می داشت.

علی کسی بود که هیچ پیوندی با جامعه یثرب نداشت، مگر شمشیر هایی که بخاطر حق زده .......و رنجها ....... وخطرهائی که بخاطر حقیقت کشیده ....... وهمین شمشیر ها او را تنها گذاشته، بنابراین علی در مدینه تنها است.

از این دردناکتر، اینکه علی در میان پیروان عاشقش نیز تنها است!!

در میان امتش که همهء عشق و احساس و همهء فرهنگ وتاریخش را به علی سپرده است، تنها است.

او را همچون یک قهرمانِ بزرگ، یک معبود و یک الهه می پرستند، اما نمی شناسندش و نمی دانند که کیست؟، دردش چیست؟ حرفش چیست؟ رنجش چیست؟ و سکوتش چراست؟؟.

و  هنوز ملتی که تمام هستیش را در راه عشقِ علی نثار کرده در عمل به سخنان علی و سیره عملی علی در جا می زند و یا اینکه دو دل است و یا اصلاًجرأت ندارد که قدم در راه علی بگذارد.

این است که علی در اوج ستایشهایی که از او می شود مجهول مانده است.

درد علی دو گونه است:

یک درد، دردیست که از زخم شمشیر ابن ملجم در فرق سرش احساس می کند، و درد دیگر دردیست که او را تنها در نیمه شبهای خاموش به دل نخلستانهایِ اطرافِ مدینه کشانده ...... وبناله در آورده است.

ما تنها بر دردی می گرییم که از شمشیر ابن ملجم در فرقش احساس می کند.

دردی که چنان روح بزرگی را بناله آورده است ، تنهایی است؛ که ما آن را نمی شناسیم !!

باید این درد را بشناسیم.......، نه آن درد را........؛

که علی درد شمشیر را احساس نمی کند،

           و ........... ما .........

درد علی را احساس نمی کنیم.

جامعهء اسلامی به یک آتش فکریِ انقلابی احتیاج دارد به "مکتب" و جامعه اسلامی در برابر استعمار به "وحدت" احتیاج داردو توده های مسلمان در نظام تبعیض به " عدالت".

این است که: جامعه اسلامی به"علی" احتیاج دارد.

23 سال   مبارزه   برای    مکتب

25 سال   سکوت  برای   وحدت

5  سال حکومت    برای   عدالت

 




+ | نويسنده : رضائی در تاريخ : سه شنبه 2 مهر1387 |

مطالب گذشته

منوی اصلی

آرشیو موضوعی

آرشیو ماهانه

Copy Right © http://kelkemah.blogfa.com - Template By : GHALEBKADEH