اي آنکه تو را از غم ما هيچ غمي نيست
از بيش و کم بودن ما بيش و کمي نيست
آئينه ي رفتار خودت را نظري کن
صد گام برايت زدم از تو قدمي نيست
در راه تو از هر چه بد و خوب گذشتم
سيم و زرم از تو ز تو اما درمي نيست
از جور و جفايت شده ام چون ني و نايي
از بهر هم آهنگ شدن از تو دمي نيست
صد نامه نوشتم ز تو يک نامه نديدم
شايد ننوشتي چو به دستت قلمي نيست
اين خاطره هم بگذرد از خاطرت اما
آن را به پشيزي نخري چون کرمي نيست
+ | نويسنده : رضائی در تاريخ : پنجشنبه 14 دی1385 |